اهداف دبیرستان جامی نوین

 

اهــداف دبيرستان جــامی نوین

 

1-اعتلاي سطح و فرهنگ و دانش عمومي و پژوهش و فضائل اخلاقي، بينش سياسي و اجتماعي

2- شناخت بهتر استعداد و علاقه دانش آموزان و ايجاد زمينه مساعد جهت هدايت آنان به مسير هاي تحصيلي.

3-احراز آمادگي دانش آموزان براي ادامه تحصيل در آموزش عالي

4- تشويق و هدايت دانش پژوهان به رشته ها و گرايش هاي تحصيلي با توجه به توانمندي ها

 

 

 

اهداف پرورشي و آموزشي در نظام تعليم و تربيت

 

هدف هايي كه دريك نظام تعليم و تربيت مورد توجه قرار مي گيرد ، به دو دسته ي پرورشي و آموزشي تقسيم مي شوند .

 هدفهاي پرورشي

پرورش به جريان يا فرآيندي منظم و مستمر گفته مي شود كه هدف آن هدايت رشد جسماني و رواني ، يا به طور كلي هدايت رشد همه جانبه ي شخصيت پرورش يابندگان در جهت كسب و درك معارف الهي و انساني و هنجارهاي مورد پذيرش اجتماعي و نيز كمك به شكوفا شدن استعدادهاي بشري است . اين تعريف جامع هدف هايي جامع را طلب مي كند . يك نظام پروشي موفق هم به فرد در شكوفا ساختن استعدادهاي ذاتي اش كمك مي كند و هم او را به عنوان يك فرد آگاه از مسائل جهاني و متعهد به ارزش هاي اجتماعي و جامعه اي كه در آن رشد مي كند پرورش مي دهد . هدف عمده ي نظام تربيتي پرورش دادن انسان كامل الهي است . از آنجا كه هدف هاي پرورشي يا هدف هاي آموزش و پرورش كلي و غايي هستند . ما به نمونه هايي از غايت هاي پرورشي نظام آموزش و پرورش كشورمان اشاره مي كنيم :

-        هدف هاي كلي تعليم و تربيت اسلامي

الف اعتقادي

· تقويت ايمان و اعتقاد به مباني اسلامي و بسط بينش الهي براساس قرآن كريم ، سنت پيامبر (ص) و ائمه ي معصومين ) با مراعات اصول 12 و13 قانون اساسي در مورد پيروان مذاهب اسلامي و اقليت هاي ديني .

ب اخلاقي

· شناخت ، پرورش و هدايت استعدادهاي افراد در جهت اعتلاي فرد و جامعه

پ علمي و آموزشي

· تقويت روحيه ي حقيقت جويي ، تعقل و تفكر ، مطالعه ، بررسي ، تعمق ، تحقيق ، نقادي و ابتكار در تمام زمينه هاي اسلامي ، فرهنگي ، علمي و فني .

ت فرهنگي و هنري

· شناخت ، پرورش و هدايت ذوق و استعداد هنري و زيبايي شناسي .

ث اجتماعي

· پرورش روحيه ي پاسداري از قداست و استواري بنيان و روابط خانواده بر پايه ي حقوق و اخلاق اسلامي

ج سياسي و نظامي

· تربيت روحيه ي پذيرش حاكميت مطلق خداوند بر جهان و انسان و آشنايي با روش ها و شيوه هاي اعمال اين

حاكميت در جامعه براساس اصل ولايت فقيه .

            چ اقتصادي

·  توجه به اهميت رشد اقتصادي به عنوان وسيله اي براي رسيدن به رشد و تكامل معنوي انسان .

ح زيستي

· تأمين سلامت جسمي و رواني از طريق فراهم ساختن لوازم ، شرايط و محيط مناسب براي تربيت بدني ، ورزش و تفريحات سالم .

چنان كه ديده مي شود ، غايت هاي پرورشي يا هدفهاي كلي نظام آموزش و پرورش به تمام ابعاد وجودي انسان متعالي توجه دارد و اين غايت ها غالباً خط مشي فلسفي مورد نياز براي تعيين هدف هاي اختصاصي آموزشي و محتواي برنامه هاي درسي را به دست مي دهند .

 

  • هدف هاي آموزشي

هدف هاي آموزشي قصد و منظور معلم را از آموزش مطالب درسي به نحوي دقيق مشخص مي كنند ، به عبارتي ديگر بيان روشني از آنچه انتظار مي رود فراگيران در جريان آموزش ياد بگيرند .

معروف ترين طبقه بندي از هدف هاي آموزشي ، به وسيله ي گروهي از متخصصان آموزش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي تهيه شده و به نام بنجامين اس . بلوم كه سرپرستي اين گروه را به عهده داشته ، معروف گشته است . در اين طبقه بندي ، هدف هاي آموزشي به سه طبقه ي كلي يا با نام هاي حوزه ي شناختي، حوزه ي عاطفي و حوزه ي رواني حركتي تقسيم شده اند . 

 

 حوزه شناختي : هدف هاي حوزه ي شناختي به جريان هايي كه با فعاليت هاي ذهني و فكري آدمي سر و كار دارند ، مربوط مي شود . از اين لحاظ ، اين حوزه مهم ترين حوزه ي يادگيري به شمار مي آيد . اين حوزه به شش طبقه تقسيم مي شود كه به طور سلسله مراتبي ، از عيني و ساده به انتزاعي و پيچيده مرتب شده است :

دانش : شامل يادآوري ( بازخواني و بازشناسي ) امور است . در واقع دانش عبارت است از تكرار پاسخ هايي كه قبلاً در موقعيت يادگيري ، تمرين و آموخته شده اند .

فهميدن : توانايي درك منظور يا مقصود يك مطلب . فهميدن ، به پاسخ هايي بيشتر از آن چه قبلاً تمرين و آموخته شده اند ، نياز دارد .

كاربستن : توانايي استفاده از امور انتزاعي ، قواعد و قوانين ، اصول ، انديشه ها و روش ها در موقعيت هاي عيني و عملي

تحليل : توانايي شكستن يك مطلب يا موضوع به اجزا يا عناصر تشكيل دهنده ي آن .

تركيب : توانايي پهلوي هم قراردادن عناصر و اجزا براي ايجاد يك الگو يا ساختار نو . تركيب نامي است كه بلوم و همكاران او براي آفرينندگي و خلاقيت به كار برده اند .

ارزشيابي : توانايي قضاوت يا داوري كمي و كيفي درباره ي امور ، با توجه به ملاك هاي معين .

            چند نفر از صاحب نظران آموزشي ( اندرسون ، كراتول و همكاران ، 2001) طبقه بندي تازه اي از حوزه ي شناختي ارائه كرده اند . در اين طبقه بندي ، حوزه ي شناختي به دو بُعد دانش و فرايند شناختي تقسيم مي شود . بُعد دانش شامل دانش امور واقعي ، دانش مفهومي ، دانش روندي و دانش فراشناختي است . بعد فرايند شناختي در برگيرنده ي به ياد آوردن ، فهميدن، به كار بستن ، تحليل ، ارزيابي كردن و آفريدن است . 

            ويژگي دو بُعدي بودن اين طبقه بندي آن است كه در آن هر هدف با توجه به هر دو بُعد دانش و فرآيند شناختي طبقه بندي مي شود و در يكي از خانه هاي درون جدول كه محل تلاقي دو خط عمومي برآمده از دو بُعد است ، قرار مي گيرد .

 

جدول دو بعدي طبقه بندي حوزه شناختي ، تجديد نظر شده طبقه بندي شناختي بلوم ( آندرسون ، كراتول و همكاران 2001)

بعد دانش

بعد فرايند شناختي

1- به ياد آوردن

2- فهميدن

3- به كار بستن

4- تحليل كردن

5- ارزشيابي كردن

6- آفريدن

دانش آموز واقعي

 

 

 

 

 

 

دانش مفهومي

 

 

 

 

 

 

دانش روندي

 

 

 

 

 

 

دانش فراشناختي

 

 

 

 

 

 

 

 حوزه عاطفي : حوزه ي عاطفي شامل هدف هايي است كه تغييرات حاصل در علاقه ها ، نگرش ها و ارزش ها و نيز رشد ارج شناسي و سازگاري را نشان مي دهد . اين حوزه به طبقات ذيل تقسيم مي شود :

دريافت كردن ( توجه كردن ) : حساسيت نسبت به وجود بعضي پديده ها و محرك هاي محيطي و ميل به دريافت كردن آنها با توجه كردن به آنها .

پاسخ دادن : توجه فعالانه ه به پديده ها و انجا كارهايي درباره ي آنها ، يا فعاليت حاكي از پذيرش يك عقيده يا خط مشي .

ارزش گذاردن : احساس يا باور پايدار حاكي از ارزشمند بودن يك چيز ، يك انديشه ، يك شخص ،

 يا يك گروه ، يا ابراز عقيده يا نگرش درباره ي ارزش يك چيز .

سازمان دادن به ارزش ها : دسته بندي و نظامدار كردن ارزش ها به گونه اي كه بعضي از آنها مهم تر از بعضي ديگر جلوه كنند.

شخصيت پذيرفتن : تبديل نظام ارزشي به صورت يك سبك زندگي يا يك ديدگاه فلسفي . اين كار از درهم آميزي صرف ارزش ها و تعيين روابط بين آنها فراتر مي رود و نوعي فلسفه ي پايدار زندگي را شامل مي شود .

حوزه رواني حركتي : حوزه ي رواني حركتي به زمينه ي مهارت هاي حركتي يا حركات بدني مربوط است . به سخن ديگر ، هر فعاليتي كه علاوه بر جنبه ي رواني ، داراي جنبه ي جسماني نيز باشد ، در اين حوزه جاي دارد . اين حوزه به طبقات ذيل تقسيم مي شود :

ادراك ( حسي ) : استفاده از حواس براي هدايت كنش هاي حركتي .

آمادگي يا امايه : آماده بودن براي انجام يك عمل يا يك رشته اعمال معين .

پاسخ هدايت شده : عمل كردن به كمك هدايت يك الگو ، يا اعمالي كه در مراحل اوليه ي يادگيري انجام مي شود .

مكانيسم يا عادات : انجام اعمالي كه نسبتاً مشخص و خودكار هستند .

پاسخ پيچيده آشكار : انجام رشته اعمالي كه تا حدودي به صورت خودكار يا عادتي درآمده اند يا تركيب تعدادي از عادتها .

انطباق: استفاده از مهارت هاي قبلاً آموخته شده براي انجام تكاليف تازه اما مربوط به تكاليف گذشته .

ابتكار : خلق الگوهاي تازه ي حركتي براي حل مسائل غيرمعمول يا برخورد با موقعيت هاي جديد .

 

استاندارد تحصيلي 

            در بالا هدف هاي پرورشي و آموزشي مشخص شدند . اما لازم است استانداردهاي تحصيلي را نيز بدانيم . استانداردهاي تحصيلي بياناتي هستند كه مشخص مي كنند چه چيزي بايد آموزش داده شود و دانش آموزان چه چيزي را بايد ياد بگيرند . استانداردها را عموماً كساني در مراكز تصميم گيري آموزش و پرورش و در خارج از مدرسه تعيين مي كنند اما هدفها را هنوز هم درون مدرسه و به نسبت درس هاي مختلف تهيه و تدوين مي نمايند . 

            جدول زير مجموعه اي از استانداردهاي مورد استفاده در آموزش و پرورش آمريكا را نشان مي دهد . آنچه در اين جدول مي بينيد استانداردهاي مربوط به معلمان اين كشور است كه به وسيله ي كنسرسيوم بين ايالتي سنجش و حمايت از معلمان جديد تهيه شده است .

اين استانداردها دانش و مهارت هاي شغل معلمي را نشان مي دهد و در برگيرنده ويژه گي هاي حرفه اي معلمان است .

 

 

استاندارد معلمان : آنچه معلمان بايد بدانند و بتوانند انجام دهند

 

استاندارد

توصيف

1- محتواي آموزشي

معلم مفاهيم عمده ابزارهاي پژوهش و ساختار موضوعي را كه آموزش مي دهد مي فهمد و مي تواند آن دسته از تجارب يادگيري كه اين جنبه هاي موضوع درسي را براي فراگيران معني دار مي سازند ايجاد نمايد

2- رشد فراگيران

معلم مي داند كه فراگيران چگونه رشد مي كنند و ياد مي گيرند و مي توانند فرصت هاي يادگيري حمايت كننده رشد عقلاني ، اجتماعي و شخصيتي آنان را فراهم آورد .

3- يادگيرندگان متفاوت

معلم تفاوت هاي بين فراگيران را در رويكردهايشان نسبت به يادگيري مي شناسد و فرصت هاي آموزشي متناسب با يادگيرندگان مختلف را فراهم مي آورد .

4- راهبردهاي آموزشي

معلم بر راهبردهاي آموزشي گوناگون تسلط دارد و از آنها براي رشد تفكر انتقادي ، حل مسئله و مهارتهاي عملكرد فراگيران استفاده مي كند .

5- انگيزش و مديريت

معلم از شناخت انگيزش فردي و گروهي بهره مند است و از اين شناخت خود براي ايجاد يك محيط يادگيري كه تعامل مثبت اجتماعي ، مشاركت فعال در يادگيري و انگيزش شخصي را افزايش مي دهد سود مي برد .

6- ارتباط و تكنولوژي

معلم از دانش مربوط به فنون موثر ارتباطي كلامي ، غير كلامي و رسانه اي براي پرورش پژوهشگري فعال ، همياري و تعامل حمايتي در كلاس درس استفاده مي كنند .

7- طراحي

معلم آموزش خود را بر مبناي دانش مربوط به هدف هاي موضوع درسي ، فراگيران ، جامعه و      برنامه هاي درسي طراحي مي كند .

8- سنجش

معلم بر روش هاي رسمي و غيررسمي سنجش مسلط است و آن ها را براي ارزشيابي از فراگيران به كار مي بندد و از اين راه به رشد مستمر عقلي ، اجتماعي و چسماني يادگيرندگان كمك مي كند .

9- تمرين انديشيدن و رشد حرفه اي

معلم يك حرفه اي انديشمند است كه مرتباً نتايج انتخاب ها و اعمال خود را بر ديگران ( فراگيران ، پدران و مادران و ساير حرفه هاي محيط اجتماعي اش ) مي سنجد و بطور فعال به رشد و بالندگي حرفه اي خودش كمك مي كند .

10- همكاري با مدرسه و جامعه

معلم با همكارانش در مدرسه ، پدران و مادران فراگيران و ساير نهادهاي اجتماعي محل كارش ارتباط برقرار مي كند تا به يادگيري و سلامت فراگيران كمك نمايد .